۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

  • شناسه : 1551
  • ۱۷ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۲
تاجگردونیسم یا پراگماتیسم
تاجگردونیسم یا پراگماتیسم

تاجگردونیسم یا پراگماتیسم

(قسمت اول) جریان ها و نحله های فکری، ادبی، اخلاقی و سیاسی معمولا توسط یک فرد شروع و به واسطه ی افراد دیگری تثبیت و ترویج شده و در نهایت، از دل این جریان ها، انسان های زیادی برساخته می شوند که احتمالا، خود، جریان سازهای بعدی باشند. در هر جریان یا نحله ای، یا […]

(قسمت اول)
جریان ها و نحله های فکری، ادبی، اخلاقی و سیاسی معمولا توسط یک فرد شروع و به واسطه ی افراد دیگری تثبیت و ترویج شده و در نهایت، از دل این جریان ها، انسان های زیادی برساخته می شوند که احتمالا، خود، جریان سازهای بعدی باشند. در هر جریان یا نحله ای، یا باید اولین بود و یا بهترین. به غیر از اولین و بهترین، سایر مروجین جریان، مشمول مرور زمان شده و در جریان منحل می شوند و به باد فراموشی سپرده خواهند شد.
از آنجا که سابقه ی تاریخی استان کهگیلویه و بویراحمد به کمتر از شصت سال می رسد و شهرهای نوساخته ی استان از تجمع عشایر پراکنده در کوههای زاگرس تشکیل شده اند،. نمی توان از این همه پراکندگی و تشتت آرا و این نونهال به کودکی نرسیده، انتظار جریان سازی داشت. اگر از شعر و حوزه ی ادبیات بگذریم که بزرگانی همچون زنده یاد حمزه ی ولوی و حسن بهرامی و روح الله رستاد، آنرا شروع کرده اند تقریبا در تمامی حوزه های دیگر هیچ اتفاقی نیافتاده و جریانی شکل نگرفته است. گویی شعر تنها چیزی ست که این همه پراکندگی را به هم پیوند می زند…
باتوجه به این که سیاست،. تمامی ساحات زندگی ما را تحت سیطره ی خود دارد و حتی کوچکترین مسائل خانوادگی و خصوصی ما را تعیین می کند و اساسا بدون سیاست نمی توانیم تعریفی از خودمان ارائه دهیم، اگر قرار است جریانی در میان پراکندگان این استان اتفاق بیافتد می بایست جریانی سیاسی باشد. اما سیاست حاکم بر جامعه ی ایران و بخصوص استان کهگیلویه و بویراحمد، آن چنان کدخدا منشانه و طایفه زده و جبهه گرایانه است که شروع هر جریانی در این حوزه از همان آغاز محکوم به شکست است.
شهر خالی ست ز عشاق، بُوَد کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟

این سالها و این روزها، اما، در این بلبشوهای سیاسی و طایفه ای و قحط نان و امید، مردی از گچساران سر برآورده است که می تواند شروع یک جریان در فضای سیاسی استان باشد. آن مرد کسی نیست جز غلامرضا تاجگردون و این جریان چیزی نیست جز پراگماتیسم (عمل گرایی).
تاجگردون به همگان نشان داده است که: “به عمل کار برآید به سخن دانی نیست.”

زینو! تو همو گلی که پکهسی مِن بهار
بهار اما وَ یَه گل، بهار نی بو.
بهار، ننگ اِی ایله که لودروکه ایکنه و چالنه بَی کلور ایخه گرم کنه.
اِی ایلِ تَفتاراجِ وَ یَک پاشِهسه
که سرخیِ خین مِن رَگَلشو ماسِهس….. “روح اله رستاد”

رهزاد خدیش

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود.